آزادی برای تمام ابنا بشر ماده 1 تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند. . !

این غافله سر در گم به کجا میرود....

سران رژیم هنوز هم در بند دروغ  وتزویر برای نگهداری رژیم تا به دندان مسلح خود بوده  هرچند که چند دستگی در این رژیم رسوخ پیدا کرده و هر کدام از جناحها قدرت مستقلی داشته و برای حفظ نظام از هر گونه برخورد و سرکوب یکدیگر امتناع میورزند ... خامنه ای سکان دار این غافله که حرف آخر را او میزند در تمام این دوران هم ثابت شده اما با این  همه جناحهای مخالف پای خانواده خامنه ای را در این دزد بازار در میان است و خامنه ای که خود را ولایت بی چون چرا خدا برروی زمین میداند از ترس رسوای  برملا شدن زندگی درباری که او و خانواده اش داشته سکوت را با تهیدید و کنترل از اینکه از راه غیر مستقیم دست به رسوای حناج مخالف بزند خامنه ای که به یک جناح سوم احتیاج اما در سمت وسوی اهداف خود بود را برپا کرده که دست به افشای حناج مخالف خامنه ای زده است این جناح که از مجلس ... بوده و هنوز هم ادامه داشته سوال اینجاست که چرا در این سالها دست به رسوای و دزدی دولت در زمانهای گذشته دوران سوم و چهارم .... تا دوران هشتم نزده است ... کنترل حناح احمدی نژاد از دست خامنه ای خارج گردیده است و خامنه ای هم که منتظر به پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد است ترجیح داده است که فعلا دست نگه دارد تا بعداز انتخابات یازدهم ریاست جمهوری که شاید آن زمان زبان باز کرده و دست به افشای بعضی از کارهای احمدی نژاد بزند اما این را میدانیم که جناح احمدی نزاد هم در این هشت سال دروران ریاست حمهوری پا گرفته است قدرتی در سپاه و بسیح بدست آورده است و خامنه ای هم بر این  مسئله کاملا واقف است و میداند که در آینده هم احمدی نژاد مسئله ساز است برای رژیم اگر در چپاول و دزدی از منابع ایران او را شرکت ندهند به همین خاطر سکوت را پیشه کرده است و نیمخواهد که مسئله رفسنجانی هم دوباره تکرار گردد... رفسنجانی که دخترش محکوم به زندان شده و باید دوران محکومیت خود را بگذراند این را رفسنجانی برنمیتابد و این ترس از اینکه احمدی نژاد هم به جرگه رفسنجانی بپیوندد یک دشمن دیگر برای خود بسازد ... حال با این همه که حتی حوزه علمیه هم هنوز او را به عنوان مرحع تائید نکرده .... همه باغث شده که خامنه ای دست به عصا عمل کرده و اوضاع را بیش از این برای خود بغرنح نکند اما سوال این است با این همه دزدی در قسمتهای مختلف از بانکها تا تامین اجتماعی و... بوده و همه رئوسای این ارگانها با تایئد وزرا و مجلس و شخص خامنه ای بود این نتیجه را میگیریم که این طیف دزدی همه این ارگانها دست داشته و در نهایت سر نج این کلاف سردرگم به بیت رهبری میرسد و خامنه ای هم با ترس این رسوای مجبور به مساله است و با صبر و اینکه دروان ریاست جمهوری ااحمدی نژاد به پایان خواهد رسید و بعد از پایان ریاست جمهوری هم میتواند مثل گذشته این دادگاهها را هم به نوعی فیصله داده و کلا این اوضاع با انتخاب ریئس حمهوری جدید که از آستین خامنه ای بیرون خواهد اآمد اوضاع بر وفق مراد خامنه ای خواهد شد و دوران چپاول دوباره بی سر وصدا و آرام همچون سی .سه سال گذشته ادامه خواهد داشت و با دربند کردن مردم ایران وتحت فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران به نام دین حکومت کند اما مردم دیگر اوضاع را خودشان تجزیه و تحلیل میکنند وم میدانند که این رژیم وقت رسیدنش رسیده و خیلی زود از درون تخریب و یک رژیمی که دمکراسی و دمکرات میباشد بر سر کار میآید ....


پرداخت یارانه ها ؟برداشت شبانه پول توسط دولت احمدی نژاد از بانک ها؟


موضوع برداشت های شبانه توسط دولت از بانک مرکزی یکی از بحثهای پر تنش این روزهای در مجلس و سران دولت بوده است براساس اظهاران موافقان و مخالفان طرح پرداخت یارانه این یک نوغ دزد ی آشکار وغیر شفاف بودن برنامه های دولت احمدی نژاد میباشد و بر اساس اظهارات مخالفان سیاست های دولت احمدی نژاد،برداشت های شبانه فرقی با دزدی بدون رد پا نبوده و دولت باید در این مورد پاسخگو باشد. بنابر اصرا و درخواست مخالفان موضوع برداشت های شبانه دولت از بانک مرکزی، صندوق ذخیره ملی و بخش حسابهای گوناگونی که جهت واریز فروش پول نفت در نظر گرفته شده است، همه و همه نشان می دهد که دولت"شفافیت مالی و پولی"نداشته و هر مقام دولتی دستور برداشت را صادر می کند.در ادامه افشاگریهای مجلس علیه دولت ، قرار شده است از دیوان محاسبات و بانک مرکزی درخواست بشود که در باره این موضوعات به محلس پاسخ بدهند.هرچند دولت احمد نژاد با تمسخر و عدم پاسخگویی به مجلس عملا مجلسیان را درامر حکومت کنارگذاشته و خودش تصمیمات را بدون هیچ گونه پاسخگوی انجام میدهد و چنانجه درماه گذشته هم به مجلس برای توضیح و سوال از ریاست جمهوری رفته بود که دیدیم که گفت باید به دولت نمره 20 بدهند و بسبار سطحی با طرح سوال از رئیس جمهور برخورد کرد.... سخنان موافقان و مخالفان اجرای فاز دوم طرح هدفمند کردن یارانه ها در مجلسنشان می دهد که اساس اختلافات و کشمکش های دولت و مجلس حول و حوش چگونگی سازمان دادن و بالا کشیدن دهها هزار میلیارد تومان پول می باشد. 
محور اصلی این درگیریها سهم خواهای ها بیشتر دو طرف،شریک شدن در تقسیم ثروتها و بعضا درآمد های حاصل از حذف حامل های انرژی می باشد. در حالیکه که دولت تقریبا دست روی همه امور مالی حکومت دارند، مجلس خواهان "کنترل و شفافیت سازی"بیشتر دولت در امرهزینه کردن درآمدها می باشند. مخالفان مجلس دولت خواهان سهم بیشتر از درآمدها و هزینه کردن بر اساس طرح های مجلس می باشند. بطور مثال مجلس خواهان شفافیت در امر اختصاص پول و اعتبار از طرف دولت در امر بنگاههای زودبازده می باشد. مجلس معتقد است که هزاران میلیاردتومان پول که قرار بود به ایجاد اشتغال اختصاص یابد،در طرحهایی به کار گرفته شده که نه فقط ایجاد اشتغال نکرده،بلکه رسما توسط حاشیه نشین های دولت و کنسرن های دولتی به هدر داده شده است.
مخالفان اجرای طرح به شیوه کنونی"هشدار"می دهند که، گرانی بالای 60 درصد خواهد رفت، قدرت خرید مردم 50 درصد پائین آمده، سیاستهای ایجاد اشتغال دولت شکست خورده،دولت دراقتصاد بیشتر دخالت کرده و خودش هر طوریکه که می خواهد،بدون درنظر گرفتن طرح های مصوب مجلس، هزاران میلبارد تومان را هدر داده،از بخش تولید داخلی حمایت نکرده که هیچ، با تصویب و به اجرا گذاشتن سیاست واردات بی رویه،تولید را فلج کرده،باعث بیکاری صدها هزار نفر شده است.همه این انتقادات مخالفان به گفته خودشان اثرات و تبعات خطرناک اجتماعی داشته که هر آن ممکن است اعتراض مردم را بلند نماید. در نتیجه لازم هست که دولتی ها این موضوع را دیده و برای مقابله با "بحران های اجتماعی"،طرح را جرح و تعدیل کرده و اجازه کنترل بیشتر سیاستهای دولت توسط مجلس در امور اجرای طرح را بپذیرد.
در پس این اظهارات مخالفان طرح معضل قدیمی اختلافات مجلس و دولت و این بار حول موضوع یارانه ها قرار دارد. مجلس در صدد اعمال فشارهای بیشتر به دولت برای همکاری بیشتر با مجلس است. در این میان احمدی نژاد و دولت ساز خودشان را میزند. بنابر اعتراف مقامات حکومتی"هیات حل اختلاف بین مجلس و دولت" هم نتوانسته مشکل را حل نماید. کشمکش دولت و مجلس با طرح موضوع اجرای فاز دوم هدفمند کردن یارانه ها،تبدیل به یک بحران حکومتی برای کل رژیم شده است. در این میان خامنه ای به عنوان بازیگر اصلی پشت پرده این سناریو، فعلا ساکت نشسته و خواهان حل و فصل موضوع به شیوه خودش شده است.اما اثرات و تبعات اجرای فاز دوم هدفمند کردن یارانه بر زندگی مردم چگونه است در مورد اثرات و تبعات اجرای مرحله دوم این طرح تا آنجایی که به اعترافات دار و دسته های حکومتی بر می گردد، اوضاع بدتر هم خواهد شد. اما اثرات و تبعات این طرح بسیار فراتر از آن چیزی است که حکومت مجبور به اعتراف به آن شده است.در مورد گرانی حکومت اعتراف به گرانی بالای 50 درصد کرده اما پیشبینی گرانی 60 درصدی می رود. درعمل اثرات و تبعات اجرای فاز دوم طرح در بخش انرژی،نظیرگاز مصرفی مردم،آب و برق، بنزین،مواد سوختی،گرانی ها را تشدید خواهد کرد. خود حکومت اعلام کرده که مردم قدرت پرداخت قبوض گاز مصرفی را ندارند.
در مورد قیمت بنزین صحبت از افزایش بالای 60 درصد می باشد. بنزین یارانه ای که قبلا 300 تومان بود،با اجرای مرحله دوم بالای 500 تومان رفته و با آزاد کردن قیمت بنزین،به بیش از 950 تومان خواهد رسید.
در مورد ادعای "افزایش قدرت خرید مردم"که دولت مدام طرح می کند، خودشان اعتراف به پائین آمدن بیش از 45 درصد قدرت خرید مردم کرده اند. اماواقعیت بسیار فراتر از این است. قدرت خرید کارگران و مزد بگیران با توجه به افزایش ناچیز دستمزدها،حتی با احتساب یارانه نقدی ماهانه،نزدیک به 70 درصد پائین خواهد آمد. بنا بر اعتراف حکومتی ها بیش از 80 درصد کارگران شاغل با دستمزدهای زیر خط فقر مجبور به امرار معاش هستند. به بهانه "حمایت از تولید و سرمایه مالی" اقتصادیات حکومتی که در بحران می باشد، قدرت باآوری و تولید صنعتی وبه تبع آن افزایش بیکارسازی،اخراج کارگران، روندی صعودی بیشتری به خود خواهد گرفت. خود حکومت اعتراف به ورشکستگی بیش از 50 درصدی کارخانجات و واحدهای تولیدی کرده. در سال گذشته بیش از 100 هزار کارگر اخراج شده اند. با سیاستهای جدید دولت و حکومت درعرصه اقتصاد و به بهانه "افزایش قدرت تولید و رشد اقتصادی"و مدرن کردن تولیدات داخلی،دولت سیاست اخراج های گسترده کارگران را در دستور دارد.به بهانه سودآور نبودن بخش تولید و تلاش برای راه اندازی مجدد واحدهای بحران زده و "سودآور کردن واحدها"،دولت رسما سیاست بیکارسازیهای گسترده را در دستور دارد.بر اساس پیش بینی ها کارشناسان حکومتی در سال جاری با افزایش بیکارسازی بین 35 تا 67 درصد بسته به رشته های مختلف صنعت در راه است.
این تصویری واقعی از وضعیت اقتصادی در حکومت اسلامی است. با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها اوضاع به مراتب بدتر هم خواهد شد. این طرح و دعواهای شکل گرفته حول و حوش آن، طرحی برای سهیم کردن باندها و دارو دسته های قدرتمند حکومتی که پشت دولت و مجلس به صف شده اند، در تحمیل فقر، زندگی زیر خط فقر، گرانی سرسام آور، دستمزدهای پائینتر، اخراج و بیکارسازیها کارگران و مردم و سیاست ریاضت کشی اقتصادی اسلامی همراه با سرکوب برای سرو سامان به اقتصاد بحران زده و ورشکسته جمهوری اسلامی می باشد. قرار است با اجرای مرحله دوم این طرح فرجی برای اقتصاد حکومتی حاصل آید، فرجی که تاوان آن را کارگران و مردم باید بپردازند. اینکه تا چه اندازه این طرح بتواند معضلات اقتصاد و تولید حکومت را حل نماید، خود زیر سوال است. اساس معضل جمهوری اسلامی  خود جمهوری اسلامی است وتا کنون سیاسی بوده است. اینکه رژیم با پز سر و سامان دادن به اقتصادبحران زده و زمین گیر شده بتواند فرجی برای نجاتش ازبه پاخواستن مردم و انقلاب گرسنگان بیاید، بسیار بعید به نظر می رسد. و تنها باید دست  این رژیم از ایران کوتاه شود تا بتوان اقتصاد واپس زده به صد سال پیش را دوباره بازسازی کرد. اما با این تزریقهای موقتی هرگز چاره این غده سرطانی نمیشود و این غده هر روز برزگتر میشود ..اساس و پایه از بنیان خراب است و کچ ... 

عنوان مقالات مندرح در وبلاگ